یه دختر اروم ک حرفای زیادی برای نوشتن داره وبلاگمو خیلی دوس دارم چون پناه همه بی پناهی های منه❤

دفترچه خاطرات من دفترچه خاطرات من دفترچه خاطرات من

دوباره مریضی

یکشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۳ 13:54 ~ Mohadeseh

این دومین باره این تابستون مریض میشم دفعه پیش از استخر یه ویروسی گرفته بودم

این دفعه هم نمیدونم چه مرگم بود در حد وقتی که کرونا گرفته بودم حالم بد بود کارم به سرم کشید و دیروز برای سومین بار تو کل زندگیم باز سرم زدم 😭

با ۴ تا آمپول که فک کنم واقعا زیادی بود بعد این آمپول ها و سرم تاری دید گرفته بودم نمیتونستم تو صفحه گوشیم چیزی رو ببینم

ولی الان حالم خیلی بهتره

این چن روز یه فیلم خیلی خیلی قشنگ تموم کردم اگه فیلم های کره ای دوس دارین ملکه اشک هارو از دست ندین اولای فیلم تا قسمت ۱۰خوب بود ولی بعدش فیلم دپ شد اما اخرش قشنگ تموم شد اما من دلم میخواست پایان غمگین داشته باشه مث عاشقان ماه

روزای بعد تموم شدن ترم یک

سه شنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۳ 15:2 ~ Mohadeseh

خوشبختانه چن روزه امتحاناتم تموم شده و به معنی واقعی کلمه تونستم یه نفس راحت بکشم البته این ترم به نظرم ترمک بازی دراوردم وجوری که باید درس نخوندم اکثر امتحانا رو هم شب امتحانی پاس کردم و امتحانا اصلا ایده آل من نبود🫠

ولی هر چی از قشنگی های تابستون بگم کم گفتم😍

کلاس شنا رو دوباره شروع کردم ۸ سال پیش که کلاس شنا میرفتم یه چیزایی یاد گرفتم اما این دفعه که خصوصی ثبت نام کردم پیشرفتم خیلی بهتره میخوام حتی شنای پروانه ای رو هم یاد بگیرم

و این هفته اگه آخرین آبرنگمم تموم کنم دیگه باید برم رنگ روغن اینا بگیرم و کشیدن اولین تابلو رو شروع کنم😍

برا زبانم دیگه نمیخوام کلاس ثبت نام کنم من برا یادگرفتن زبان چیزای مختلفی رو امتحان کردم اما هیچ چیز به اندازه فیلم و آهنگ برام خوب نبود کتابای تاپ ناچ رو هم مرور کنم فک میکنم سطح زبانم خیلی بهتر شه اخرین بار که شبانه روز فیلم انگلیسی میدیدم حتی فک کردنمم انگلیسی بود باید به حالت قبلیم برگردم😂

ولی رانندگیم فک کنم خیلی افت کرده اگه ماشینم بخرم حتی هنو تو رانندگی خوب نیستم 😟 باید برا اینم برم تمرین

احساس میکنم پست خیلی طولانی بشه بقیه کارای تابستونم تو یه پست دیگه مینویسم

و روز انتخابات

جمعه هشتم تیر ۱۴۰۳ 20:35 ~ Mohadeseh

بالاخره بعد مدت ها به آرزوم رسیدم و قسمت شد و رفتم الان به دکتر جلیلی رای دادم از خیلی وقت پیش دلم میخواست به ایشون رای بدم حتی انتخابات ۹۲ ولی خب نمیتونستم حق رای نداشتم

ولی در کل چه فایده میمونه دور دوم احتمالا😕

Ice cream🍦

پنجشنبه هفتم تیر ۱۴۰۳ 1:58 ~ Mohadeseh

کاش همون طور که داروخونه شبانه روزی داریم بستنی فروشی شبانه روزی هم داشتیم

الان من از کجا بستنی بخرم اخههههه؟؟؟؟؟؟

دلم بستنی میخواد🫠

بازم لعنت به بیوشیمی

سه شنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۳ 16:9 ~ Mohadeseh

تو کتاب بیوشیمی که الان میخونم نوشته تو طبقه بندی آنزیم ها میرسیم به زیر زیر کلاس

زیر زیر کلاس دیگه چه کوفیتیه؟؟!!!

اسیر شدیم به خدا

دوشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۳ 13:21 ~ Mohadeseh

امروز طی یک حرکت انتحاری زدم اینستا رو پاک کردم🫠

و قطعا تا ۱۳ تیرم نصبش نمیکنم

تصمیم سختی بود ولی من از پسش براومدم

یه جا خوندم نوشته بود: همیشه وقتی که به دوراهی رسیدین بدونین که راهی که سخت تره درست تره!

مثلا من الان دلم میخواد برم خونه مامان بزرگم ولی چون درس خوندن سخت تره پس درس خوندن تصمیم درست تریه🤕

بعد امتحان

چهارشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۳ 20:16 ~ Mohadeseh

امتحان بیوشیمی هم تموم شد البته فقط بیوشیمی ۱

با اینکه نمره خوبی گرفتم(۳۲از۳۴) اما خیلی به خودم آسیب زدم ۲۶ ساعت مداوم بیدار بودن و خوندن مطالب حفظی سنگین مغزمو واقعا به درد اورده اون قدرم قهوه خوردم همین الانشم تپش قلب دارم گردن درد هم اضافه کنین به دردای الانم

نمیدونم آیا درستش این بود بیدار نمونم و نمره کمتری بگیرم یا واقعا ارزششو داشت؟

قول میدم برا امتحان بعدی حداقل سه ساعت بخوابم و اشتباه امروزو که حتی یه دقیقه هم نخوابیدم تکرار نکنم🫠

اکسپلور اینستا تو فرجه های امتحان

پنجشنبه دهم خرداد ۱۴۰۳ 17:37 ~ Mohadeseh

شمام وقتی امتحان دارین کلیپ های اکسپلورتون جذاب تر میشه؟

درد و نفرین درد و نفرین....

اینجا مینویسم که یادم نره تا چهارشنبه اینستا رو باز نمیکنم تامام

و جمله ای که حال امروزمو توصیف میکنه:

پنجشنبه دهم خرداد ۱۴۰۳ 15:53 ~ Mohadeseh

درس خواندن سوپ است و من یک چنگال!

پ.ن:لعنت به هر چی بیوشیمیه مخصوصا لنینجرش

دلنوشت

شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۳ 12:50 ~ Mohadeseh

و جهان رنج بزرگی ست نگارا تو بخند!...

سریال جدید

چهارشنبه دوم خرداد ۱۴۰۳ 19:25 ~ Mohadeseh

سریال قطب شمال رو تازه شروع کردم شدیدا پیشنهاد میشه مث رمانه انگار داری رمان میخونی اسم نقش اول فیلمم آرشامه دقیقا مث رمان ها

اولش فیلمو فقط به خاطر نازنین بیاتی شروع کردم ولی بعدش واقعا خوشم اومد داستانش جالبه

فرزاد فرزینم تو فیلم یه جوری خودشو گرفته نگووو کاش یکم مهربون تر شه نقشش

رمز موفقیت

یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ 0:14 ~ Mohadeseh

خیلی وقته راجع به رمز موفقیت فکر میکنم

بالاخره امروز یه جواب قانع کننده به ذهنم رسید:

بعد توفیقی که خدا بهمون میده

مهم ترین عامل واسه موفقیت "حوصله اس"

"حوصله "خیلیییی مهمه

مثلا چون الان من حوصله ندارم نمیتونم درس بخونم

چون حوصله نداشتم کلاس نقاشی نرفتم

چون حوصله نداشتم اتاقمو مرتب نکردم

و.....

خلاصه حوصله خیلیییی مهمه

مراقب حوصله هاتون باشین❤️

انرژی منفی امروز

شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ 18:53 ~ Mohadeseh

امروز یه خانومی از من پرسید دخترم چی میخونی؟

تا گفتم پزشکی شروع کرد:

واای پزشکی خیلی سخته دختر من پزشکی میخونه سال اخره دیگه داره میمیره هیچی هم پول نمیدن ۳۶ ساعت شیفت وایمیسته اگه پزشکی نخونده بود الان یه ماشین میتونست بخره

دیگه تو ۴۰ سالگی پولو میخواد چیکار ؟بچه من باید تو جوونی میخرید میپوشید و....

با یه حجم عظیمی از افکار جهان سومی در یک لحظه مواجه شدم

اولا کسی که پزشکی رو انتخاب میکنه باید مادی گرا نباشه چون بله واقعا از نطر مادی پزشکی خوندن نمی ارزه

قرار نیست که همه به فکر پیشرفت های مالی خودشون باشن باید یه سری آدم ها هم برا پیشرفت های علمی تلاش کنن

قرار نیست دنیای همه یه شکل باشه هدف همه پول باشه!

والا درسای پزشکی اون قدرا هم ‌که میگن سخت نیس هر چی باشه از کنکور راحت تره و بهش راضیم و استرس زیادی نداره

یه خاطره قشنگ از ترم یک

دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳ 21:57 ~ Mohadeseh

حدود چن هفته پیش امتحان حذفی فیزیولوژی داشتیم ولی استاد یه سری سوالای کلی داد که سرجلسه نمیدونستم چی بنویسم

بعد امتحان فک میکردم خیلی بد دادم امتحانو و نصف نمره هر سوالو بگیرم ولی چن روز پیش که استاد برگه هارو اصلاح کرد و داد در کمال ناباوری کامل گرفته بودم از ۳۵ نفر کلاس فقط ۸ نفر کامل گرفته بودن

کامل گرفتن تو امتحانی که فک میکنی خرابش کردی خیلی خیلی خوش حال کننده است

کمک آنلاین به خیریه محک

دوشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ 23:44 ~ Mohadeseh

حدودا چند ماهیه که حتما باید به حساب محک پول واریز کنم

اگه واریز نکنم یه جور دلم شور میزنه

نمیدونم چه حالتیه که دچارش شدم تازگیا!

الان یادم افتاد که ...

دوشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ 20:29 ~ Mohadeseh

اون روز تو سالن دانشکده بازم یکی از بچه ها گف چه چش و ابروت قشنگه تو(البته بازم طبق مورد قبلی یه دختر بود که این حرفو بهم زد)

ولی چه فایده اونی که چشای من باید به دلش بشینه و تعریف بکنه هنوز پیداش نشده گور به گور شده😂

خوشبختی💕

جمعه چهاردهم اردیبهشت ۱۴۰۳ 23:38 ~ Mohadeseh

لحظه هایی که من مامان ،بابا و امیرحسین دور هم تو پذیرایی نشستیم و با حال خوب کنار هم فیلم میبینم یا حرف میزنیم واقعا احساس خوشبختی میکنم

خدایا این لحظه های خوب و این خوش بختی منو از من نگیر

نمیگم خوشبختی کوچیکیه اتفاقا خوشبختی خیلی بزرگیه همین که کنار هم هستیم و حال دل مون خوبه و سالمیم بزرگ ترین خوش بختیه

خدایا واقعا شکرت و ممنونم ازت به خاطر همه چی

قول و قرار های فراموش شده

شنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ 10:36 ~ Mohadeseh

قبل شروع ترم با خودم قرار گذاشته بودم روزی سه ساعت درس بخونم و اصلا اصلا زیر سه ساعت نخونم

الان که فک میکنم میبینم چقدر روزا رو از دست دادم

به خودم دوباره قول میدم که از امروز زیر سه ساعت درس نخونم هر چقدر که خسته برگردم خونه هر چقدر که بدن درد داشته باشم بازم باید بخونم

Good moments

سه شنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳ 22:21 ~ Mohadeseh

اون روز تو بیمارستان یه بچه حدودا یه ساله داشت راه میرفت خیلی کیوت و گوگولی بود راه رفتنش منم پشت سرش داشتم راه میرفتم تا برم برسم سلف بیمارستان اخه ما دانشکده مون سلف نداره باید سلف بیمارستان بریم

الان همش به خودم میگم چرا از راه رفتن بچه گوگولیه فیلم نگرفتم؟

خودشیفته طور ۲

دوشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ 0:23 ~ Mohadeseh

امروز تو سالن یکی از بچه ها ازم پرسید تو چرا این قدر چشات قشنگه؟؟

باورتون میشه؟؟؟

دقیقا همین جمله رو پرسید

من ذوق 🥳

من مرگ

منم بهش گفتم با چشای خوشگلت نگاه میکنی

تا ماه ها با این جمله حالم میتونه خوب باشه🫠😍

شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۳ 1:57 ~ Mohadeseh

-مقصد مهمه یا مسیر؟

_همسفر مهمه!

روزنوشت

پنجشنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۳ 23:0 ~ Mohadeseh

امروز یه جا خوندم که نوشته بود:

مثل شیشه باش کسایی که میشکننت ببرشون! این جمله واسم مث یه آرام بخش خیلی خیلی قوی بود

ماه رمضونم تموم شد

سه شنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۳ 21:9 ~ Mohadeseh

امسال تو ماه رمضون بیشتر از هر وقت دیگه ای احساس در اقلیت بودن رو داشتم

دور بر من شاید ۵ یا ۶ نفر روزه میگرفتن و این واسم احساس در اقلیت بودن رو شدیدن القا میکرد

ولی من میدونم همه کسایی که روزه نمیگیرن ته ته دل شون میخوان که ای کاش اون قدر اراده شون قوی بود که اونام میتونستن روزه بگیرن

راستش روزه گرفتن واسه خود منم خیلی سخت بود اما دلم نمیخواست فرشته ها دستاشون از نوشتن تقصیرات من بیشتر از این خسته بشه اما الان خوش حالم که دیگه مجبور نیستم با چشای نیمه باز سحری بخورم

به هر حال تو این دنیا همه هر جوری هم باشن تو خودت باش و کاریتم به بقیه نباشه همین

خداحافظ ماه نور

فال امروز

سه شنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۳ 1:34 ~ Mohadeseh

امروز دو بار از این فالای اینستاگرام که میگی دستتو نگه دار اون جمله که اومد واسه توعه

هر دوبار اومد

این نمیشه ها نمیشه تو آدم رسیدنی

آلبوم جدید مورات

یکشنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۳ 16:1 ~ Mohadeseh

مورات یه آلبوم جدید داده لامصب آلبوم نیس که بمبههههه

البته یه ماهیی میشه اومده آلبوم من امروز دانلودش کردم

تازه متوجه شدم که چرا مورات هر سال نزدیکای تولد من اهنگ میده !چون هر سال مورات ۷ مارس به مناسبت تولدش آلبوم یا اهنگ میده منم تولدم ۱۱مارسه خلاصه حس خوبی بهم میده که هر سال دم دمای تولدم اهنگ قفلی جدید دارم

اگه خواستین البوم رو گوش کنین از آخر به اول گوش کنین به نظرم اخریا قشنگتر بودن

لینک دانلود آلبوم به صورت تکی:آلبوم 3 از Murat boz

Fact

شنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۳ 23:29 ~ Mohadeseh

سال ها زود تر از هفته ها و روز ها میگذرن

عجیبه!

دوشنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۳ 23:47 ~ Mohadeseh

تازگیا اون قدر حس ششم قوی شده که وقتی از کنار کسی رد میشم بدون اینکه ببینمش متوجه میشم کیو دیدم بعدا میفهمم که حسم درست بوده

؟

پنجشنبه دوم فروردین ۱۴۰۳ 15:32 ~ Mohadeseh

خدایا چرا این قدر دنیاتو پیچیده خلق کردیو آدماشو پیچیده تر؟؟

نمیشد همه چی ساده باشه؟؟

و آخرین پست سال ۱۴۰۲

چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ 3:19 ~ Mohadeseh

امسال یاد گرفتم که:

۱.تو دنیا هیچ غیرممکنی وجود نداره و اراده یه آدم میتونه به هر غیرممکنی غلبه کنه به شرطی که خدا هم دست تو گرفته باشه

۲.یاد گرفتم این قدر دختر ساده ای نباشم چون دنیا با ادمای ساده خوب تا نمیکنه و در نهایت میشکنتت زمینت میزنه جوری که خیلی سخت میتونی سر پا بشی

امسال سخت ترین و متفاوت ترین و در نهایت شیرین ترین سال زندگیم بود

اولش با بدبختی های ادامه دار کنکورو رفت امدهای تهران و ۴۰ کیلو کتاب بردن و اوردن و خوابگاه و ...شروع شد

وسطش بهترین اتفاق زندگیم واسم افتاد قبول شدن تو رشته ای که عاشقشم و بعدش استراحت و لش کردن بود تا دانشگاه شروع بشه

اخرشم معمولی و بی دردسر🤣

امیدوارم سال ۱۴۰۳ برام بی دردسرتر و ارامش بخش تر باشه😎😍

و در نهایت باید بگم خدایا

شکرت

شکرت

شکرت

به خاطر همه چی❤️

شنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۲ 12:53 ~ Mohadeseh

تا حالا خیلی پیش اومده بود که اون قدر گریه کنم که خوابم ببره اما امروز واسه اولین بار اون قدر تو خواب گریه کردم که بیدار شدم بعد بیدار شدنم باز گریه میکردم

این چن روز مامانم واقعا رو اعصابم بود تو خوابمم باهاش دعوا میکردم گریه میکردم

استاد گند زدن تو حال و هوای عید من فقط مامانمه

آمارگیر وبلاگ