یه دختر اروم ک حرفای زیادی برای نوشتن داره وبلاگمو خیلی دوس دارم چون پناه همه بی پناهی های منه❤

دفترچه خاطرات من دفترچه خاطرات من دفترچه خاطرات من

بی اعتمادی

یکشنبه نهم دی ۱۴۰۳ 16:2 ~ Mohadeseh

اون قدر به همه چیز بی اعتمادم که حتی بعد اینکه از دستگاه پول میگیرم میشینم میشمرم

آدما که جای خود دارن:)

شب یلدا

شنبه یکم دی ۱۴۰۳ 2:49 ~ Mohadeseh

امشب یک دقیقه بیشتر بدبخت بودم

اخرین روز پاییزم پرحادثه و تلخ گذشت

دیگه شب یلدارو دوس ندارم

اصلا دوسش ندارم

اصل ثابت زندگیم:

پنجشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۳ 18:12 ~ Mohadeseh

احترام به همه

اعتماد به هیچ کس!

یک عدد بنده ناشکر هستم

چهارشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۳ 23:6 ~ Mohadeseh

از وقتی که از تهران برگشتم واقعا تحمل شهرستان ده برابر واسم سخت تر شده

تو تجریش زندگی میکردی بدبخت بعد اون موقع واسه اینکه از شهرستان دوری گریه میکردی؟

ناشکری به چی میگن!!

بعد از اون ور پزشکی زنجانو نزدی چون عاشق دهات بودی؟ الان از دانشکده ات تو دهات لذت میبری؟؟حداقل زنجان از این دانشکده دهاتیت بزرگ تر بود بیچاره!

باور کنید زندگی تو بالاشهر تهران مخصوصا تجریش و اطراف خیابون ولیعصرش تو یه لول دیگه اس

اونجا هر روز با صدای گنجشکای خیابون ولیعصر از خواب بیدار میشدی اینجا صدای مینی بوس قراضه سرویس مدارس از خواب بیدار میکننت دوبل بدبخت

دلم گرفته🖤

نو اعصاب

دوشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۳ 12:55 ~ Mohadeseh

کاش یکی بیاد راه مسالمت آمیز تموم کردن دوستی با یه همکلاسی رو بهم یاد بده

همکلاسی از نوع قیافه بگیر و ادایی و از اینا که موقع قیافه گرفتن چشاشونو یه جور میکنن😂

قبلا این کارو کردم وقتی که دوازدهم بودم میدونستم چون که ریخت اون فردو دیگه تا اخر عمر قرار نیست ببینم

ولی الان نمیتونم چون قراره ۶ سال اون آدمو ببینم🫠

وی طبق گفته خودش از تک تک افراد کلاس متنفره

قطعا منم به زودی به لیستش اضافه میشم😅

مشکلات بیبی فیس بودن

پنجشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۳ 19:16 ~ Mohadeseh

دیروز رفتم مغازه کلی خوراکی جمع کردم سوپرمارکتم شلوغ بود همین جوری منتظر وایسادم جلو میز تا نوبتم برسه حساب کنم

همین جوری که داشتم وسایلا و این ور اون ورو نگا میکردم نگو نوبتم رسیده حواسم نیس فروشنده صدام کرد عمو وسایلاتو بده من؟؟

عمو؟؟؟

نه خدایی با ۲۳ سال سن به من میگی عمو؟؟

من داشت خنده میگرف و با بدختی خودمو کنترل کرده بودم

ولی فک کنم فروشنده متوجه خندیدم شد چون بعدش پرسید ۶ تا اب معدنی میخواستن خانوم...؟ فامیلی مو گف این بار

برگاممم ریخت باز!! فامیلی مو میدونست با اینکه من خیلی ازش خرید نکرده بودم و کارتمم بهش نداده بودم هنو که بگم از رو کارت اسممو خونده شاید چون همکلاسی داییم بوده و داداشمم میشناسه منم شناخته دیگه

ولی فروشنده خیلی جنتلمن بود آب معدنی ها سنگین بودن خودش بدون اینکه من بگم تا کنار ماشین اورد گذاشت که من تو زحمت نیفتم

حقیقتا از این حرکت فروشنده تعجب کردم چقدر یه انسان میتونه شریف باشه!

فعلا تا عید نیاز به رفتن به سوپر مارکت ندارم چون امروز مامانمو بابام رفتن از نمایندگی شیرین عسل تو شهرک سلیمی کلییییی خوراکی خریدن و تا عید قطعا کافیه واسم خوراکیا

باید اعتراف کنم یک عدد گلزار فن هستم

پنجشنبه هشتم آذر ۱۴۰۳ 19:45 ~ Mohadeseh

از عجایب در مورد خودم بگم که امروز عصر آهنگ خراب کردی از رضا گلزارو تو ماشین باز کرده بودمو صدای ضبطم زیاد کرده بودمو و به معنی واقعی کلمه اون چن دقیقه بدبختی های کل این هفته مو شست برد و حالمو خوب کرد دوتا اهنگ آخرشم واقعا قشنگ بودن

گلزار رو به خاطر اعتماد به نفس خارق العاده اش دوس دارم قشنگ با اعتماد به نفس صحبت میکنه لایف استایل ورزشی داره و از این نظر واقعا الگوعه واسم

یه روز سخت دیگه

یکشنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۳ 1:35 ~ Mohadeseh

اگه بخوام خلاصه بگم:

دیروز که ۴ صب خوابیدم و ۶ صب بیدار شدم و جنازه خودمو به دانشگاه رسوندم و فقط به خاطر اندیشه لعنتی رفته بودم دانشگا چون استاد مریضش واسه هر غیبت نیم نمره کم میکنه ولی استاد مریض نیم ساعت قبل کلاس یادش افتاده امروز انگار واقعا مریضه و نمیتونه کلاس بیاد و من دوباره جنازه خودمو برگردوندم خونه

یه ساعت از فیلمای اموزشی یوتیوب رو دیدم و بعدش خوابیدم از ۹ تا ۱۲ خوابیدم

الانم برا امتحان جنین فردا از لانگمن حتی کلمه ای یادم نمیاد که اخر هفته یه دور روخوانی کرده بودم الانم دارم جزوه که از ویس نوشتمو میخونم که تنها امیدمه

بعد قراره تا خود ۶ صب بیدار بمونم و دوباره لانگمن بخونم

و بازم با گلو درد شدید با این حال بد باید بیدار بمونم کل شبو😭😭

ولی خدایا تو امتحان فردا تورو خدا خودت هوامو داشته باش دیگه واسه این امتحان واقعنی خوب نخوندم

اما قرار نبود دانشگاه این قدر ..... باشه که من یه هفته اس در حسرت یه بار شستن ماشین به سر میبرم و میدونم اخر هفته هم باز به خاطر فیزیو وقت نمیکنم بشورمش الانم بچه کثیف و بارون زده افتاده گوشه پارکینگ

امروز:

جمعه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۳ 20:45 ~ Mohadeseh

یه ساعت پیش رفته بودم سرم بزنم پرستاری که کلینیک بود یه اقای حدود ۲۵ یا ۲۶ ساله بود بهم گف دخترم از این سمت بیا تا سرم رو بزنم واست

دخترم؟؟

نه واقعا دخترم؟؟

میخواستم بگم حاجییییی من ۲۳ سالمهههههه من هر جور حساب کنی نمیتونم جای دختر تو باشم!!

دیگه به نظرم در این حد بیبی فیس بودنم خوب نیس😂

زندگی بدون برق

چهارشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۳ 9:34 ~ Mohadeseh

قراره هر روز از ۹ تا ۱۱ برق خونه ها تو شهرمون قطع شه

ولی درستش این بود فقط برق خونه کسایی که به پزشکیان رای داده بودن قطع شه!!

چون ما بدبختا به کسی که از اولش اومد گف نمیتونم و هیچی بلد نیستمو از کارشناس باید بپرسمو.... رای نداده بودیم

تجربه :

دوشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۳ 16:25 ~ Mohadeseh

روزایی که زیاد حرف میزنم روزم طولانی تر از بقیه روزا میگذره!

خطاب به پسرا

چهارشنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۳ 19:55 ~ Mohadeseh

اگه میدونستین با ساعت مچی چقدر شیک تر به نظر میاین هیچ وقت ترکش نمیکردین!

البته ساعت هایی که بندشون فلزیه یا ساعتایی که هوشمندن شیک ترن به نظرم

...

دوشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۳ 8:6 ~ Mohadeseh
. . . Read More

به نام خدا تصادف کردم

یکشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۳ 22:42 ~ Mohadeseh

خیلی اتفاق بدی بود با اینکه هیچی نشد ولی هنو دستام میلزره🥶

این جوری شد که من داشتم تو لاین خودم میرفتم یه هو یه ماشین داشت میپیچید تو کوچه من فک کردم دیگه داره میره یه هو زد رو ترمز اخه من حتی چراغ ترمزشم نمی دیدم که متوجه بشم اون ترمز کرده زاویه اش نسبت به من ۹۰ درجه بود نگو تو کوچه یه ماشین بوده و این نتونسته بره تو کوچه!

منم ماشینم از اون فاصله رد نشد اون یکی لاینم نمیتونستم برم چون از روبه رو ماشین میومد و گلگیر یکم ماسید خلاصه ترمز گرفتما ولی دیر شده بود چون سردرد داشتم یکم تمرکزمم پایین بود کلا!

باور نمیکنم چطور تو سرعت ۱۵ تا گلگیر این قدر فرو رفتگی پیدا کرده؟ و اون پرایده هیچیش نشد حتی یه خط نیفتاده بود روش

خلاصه باید فردا ماشینو ببرم صافکاری😭😭😭

البته فرورفتگیش در حدی نیس شاید خودم با چسب حرارتی هم میتونستم درستش کنم ولی خب چون حساسم رو ماشین باید ببرم صافکاری!

قطعا ماشینو چش زدن من بی تقصیرم😂

امروز فقط اهنگ بیچاره من از گلزار که امشب منتشر شد حالمو خوب کرد میدونم اهنگای گلزار هیتر زیاد داره ولی این اهنگش دیگه خدایی قشنگه😍

مغزم دیگه رد داده این از تصادف اون از امتحان بیو که باید کامل میشدم ولی نشدم اونم از امتحان اناتومی که هیچی واسش نخوندم و یه بدبختی بزرگ ترم دارم که نمیخوام بهش اشاره ای کنم دیگه!

کلافه ام

شنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۳ 0:22 ~ Mohadeseh

ترم خیلیییی خیلیییی سختی در پیش دارم

از این هفته تا وسطای بهمن هر هفته امتحان ترم دارم این علوم پایه نوین چی بود از خودشون درآوردن؟؟

البته نقاط ضعف و قوت خودشو داره این برنامه ولی واقعا برنمیتابم دیگه

این جوریه که ما مثلا دو فصل از بیوشیمی رو که تموم کردم به محض تموم شدن اون دو فصل امتحان ترمشو میدیدم همین جوری ریز ریز امتحانا رو میدیم و دیگه نمیمونه واسه اخر ترم و درسا تلنبار نمیشه ولی یه جوری مدام تو استرس ام البته نه استرس شدید !و هفته هایی که امتحان هس دیگه نمیشه بقیه درسا رو خوند یعنی فرصت نمیشه

خلاصه دوس ندارم برنامه رو

الان یه هفته اس در آرزوی تمیز کردن ماشین به سر میبرم ولی واقعا فرصت نکردم 😭

از ساعت ۹ تا الان یه ریز دارم جزوه مینویسم البته واسه ایمونولوژی چون با بچه ها که تقسیم بندی کردیم من باید تا فردا جزوه رو تکمیل میکردم

واسه امتحان بیو یک هم تا الان فقط یه دور کتاب رو خوندم میخوام با قهوه بیدار یمونم بازم بخونمش🤦‍♀️

حرف حساب

شنبه پنجم آبان ۱۴۰۳ 19:35 ~ Mohadeseh

امروز یکی تو یه کلیپی داشت میگف:

وقتی که بی حد و حساب کارت میکشی

تو کسی هستی که تو پولت همه سهم دارن الا خودت

از اون حرفا بود که باید تا آخر عمر یادم بمونه!

به وقت دلتنگی

سه شنبه یکم آبان ۱۴۰۳ 22:57 ~ Mohadeseh

از وقتی که بابا کادو قبولی دانشگاهو واسم خریده دچار بی قراری خاصی شدم

کادو قبولیمم طبق توافقات با بابا قرار بود ۲۰۶ باشه که بابا به قولش عمل کرد😍

ولی طبق توافقات با مامان قرار بود کوپه باشه که متاسفانه مامان هنوز به قولش عمل نکرده

فعلا خودم ریرا چشمو گرفته چون کوپه ای که دوس داشتم واقعا دیگه ماشین آپدیتی نیس اما ریرا واقعا تو رنج یه تومن عالیه

هر شب این موقع ها عجیب به سرم میزنه با ماشین برم دور دور ولی مامانم که پایه نیس داداشمم که پایه اس کنکور داره

و این گونه هر شب با یه بی قراری خاصی میخوابم😭

الانم که داره بارون میباره و من خونه ام دیگه واویلاست دلم

درسته ماشین الان تو پارکینگه ولی همش یه جورایی دلم واسش همیشه تنگ میشه به جز وقتایی که پشت فرمونم🥹

فعلا عکسی از ماشین نگرفتم که یادگاری تو وب بزارم چون آپشن هایی که میخوام روش نصب نیس هنو ! اما داره خیلی خوشگل میشه کم کم😍😍

سفرنامه مشهد

یکشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۳ 17:7 ~ Mohadeseh

چون از وقتی از سفر برگشتیم من در حال سپری کردن دوران افسردگی بعد مسافرت بودم الان فرصت کردم خاطره سفر مشهدو بنویسم

۲۰ مرداد بود که با بدبختییییی بلیط گیر اوردیم چون که شهریور امسال پر تعطیلی بود اصلا بلیط پیدا نمیشد.

برا ۲۰ شهریور بلیط گرفتم و یه ماه تموم منتظر بودم کی میریم مشهد

خب همون موقعی که میخواستیم راه بیفتیم بریم فرودگاه ماشین تسمه تایم پاره کرد و مجبور شدیم با امداد خودرو ماشینو راهی ایران خودرو کنیم و خودمون با اسنپ رفتیم فرودگاه🫤

خب هواپیما از چیزی که فکر میکردم واقعا صداش خیلیییی بیشتر بود و تنها صدایی که میشنیدم صدای موتور بود بعد ۲ ساعت رسیدیم مشهد و یه ساعت بعد هم رسیدیم هتل

هتل مون با اینکه خیلی سعی کرده بود خوب خودشو نشون بده ولی فقط ظاهرش قشنگ بود و غذاهاش کیفیت شون پایین بود سلف سرویس هتل اسپادانا اصفهان که پارسال رفته بودم خیلی بهتر بود

شب اول اون قدر خسته بودیم نشد جایی بریم صبح روز فردا رفتیم حرم بعدش بازار امام رضا رفتیم و عصر رفتیم چالیدره

برای من قشنگ ترین قسمت مسافرت همون چالیدره بود که عکسشو پایین اد میکنم یادگاری تو وب بمونه

فرداش رفتیم بازار فردوس و بعدش موج های آبی

موج های آبی خیلی خیلی شلوغ بود و برا هر سرسره حداقل نیم ساعت تو صف میموندیم من نمیدونم چه مرگم شد یه هو تصمیم گرفتم برم سقوط آزاد رو امتحان کنم حدودا ۴ یا ۵ طبقه پله رو رفتم بالا و وقتی رسیدم در کمال تعجب دیدم فقط ۵ نفر تو صف هستن اونجا فهمیدم که احتمالا خیلی ترسناکه🥶

ولی من دیگه وارد بازی بی برگشتی شده بودم😂

دیگه تصمیم خودمو گرفته بودم باید امتحانش میکردم فقط تو یه کلمه بگم که به معنی واقعی کلمه وحشتناک بود و واقعا یه سکته ناقص و زدم ۲۰ ثانیه اولش همه جا تاریک بود و جاذبه با همه قدرتش منو میکشید پایین بعدشم به یه سرسره رسید و از تونل خارج شدم 😵‍💫

اما به هیچ وجه سقوط آزاد موج های آبی رو پیشنهاد نمیکنم به جاش سرسره ۴ نفره فوق العاده بود هم دسته جمعی بیشتر خوش میگذشت هم هیجانش به اندازه کافی بود

رودخونه موج های آبی هم قشنگ بود یه ساعتی هم تو رودخونه ول بودیم

اگه تو زندگیم ۲ تا حماقت کرده باشم یکیش همین سقوط ازاد بود دومیشم همون شب که تو برف با اتوبوس از تهران تا خونه اومدم و هر چقدر کل کهکشان راه شیری گفتن نیا خطرناکه جاده برفیه !گفتم نهههه من باید بیام😂

خب روز اخرم رفتیم دوباره بازار دستبند نقره خریدم این دفعه بعدش رفتیم فرودگاه برا ساعت سه بعد از ظهر بلیط داشتیم مسیر برگشت مون چون تایم روز بود این دفعه جنگل های شمال و دریا و ساحل رو از شیشه هواپیما تونستم ببینم وقتی دریا رو میدیدم ارزو میکردم هواپیما نیم ساعت کنار دریا نگه داره دلم خیلی دریا میخواست اون لحظه💔

تو این سفر مشهد از چیزی که فکر میکردم خیلی خیلی شلوغ تر بود و پر پاکستانی و خارجی !! ولی من مشهد خلوت ترو بیشتر دوس داشتم تنها قسمت بد مسافرت همین شلوغی بیش از حدش بود

پایان

پاییز

جمعه ششم مهر ۱۴۰۳ 23:45 ~ Mohadeseh

کاش میتونستم منم از عاشقان پاییز باشم اما با بند بند وجودم از این فصل متنفرم

اون قدر افسردگی شدید فصلی دارم از ۳۱ شهریور تو قفسه سینه ام احساس سنگینی میکنم

عجیب و بی دلیل دلم گرفته

هرسالم این اتفاق تکرار میشه

دلم هوای لطیف بهارو میخواد نه این پاییز دلگیر

روز پاییزی از اولش اذیت کننده اس حتی اون بچه کوچولو که وقتی میخواست اون روز مدرسه بره به مامانش میگف موقع بلند شدن از تخت خواب واسم سشوار بگیر هم حق داشت

سرمای موقع جدا شدن از تخت خواب خیلی ازار دهنده است از روزای ابری و خیلی کوتاه پاییز هم متنفرم اصلا حس و حالش سمه واسم

پامو میزارم رو برگا خش خش میکنه انگار مغزمو یکی خط میندازه

تموم شو لنتی تموم شوووو

به وقت ۶ مهر💔

دل نوشت

شنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۳ 1:51 ~ Mohadeseh

گاهی اوقات بین ناراحت کردن آدما و ناراحت شدن خودم

ناراحت شدن خودمو انتخاب میکنم.

ولی فقط گاهی اوقات نه همیشه!

امروز دخترخالم ناراحتم کرد اما من جوابشو ندادم

ولی میدونم اگه جوابشو میدادم و دخترخالمو ناراحت میکردم خودم بیشتر تر ناراحت میشدم💔

نمیدونم ولی من نمیتونم مث دخترخالم سلیطه بازی دربیارم و اون جوری حرفو بکوبم تو صورت یکی فک میکنم اینا به شخصیت هر آدمی برمیگرده

همیشه ادمای اروم و ملایم برام جذاب ترن کسایی مثل مامان بزرگ❤️

Fact

جمعه سی ام شهریور ۱۴۰۳ 18:12 ~ Mohadeseh

هر پسری که ماشین داره قطعا یه عکس تکی با سپر جلو یا عقب ماشینشم گرفته

ممکنه این عکس به حالت تکیه به در ماشین به حالت نیمه باز هم باشه حتی

و نتایج لاتاری خودرو هم اعلام کردن بالاخره

یکشنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۳ 1:36 ~ Mohadeseh

به نام خدا

برنده نشدم💔

یعنی نه تنها من بلکه مامانم، بابام،خالم،داییم ،اون یکی خالم ،پسرخالم و کلا هیچ کس از دوروبریا برنده نشده

حیف اون یه ساعتی که تو صف بانک موندم تا حساب باز کنم

حیف اون پولی که یه هفته تو حساب بی مصرف موند

حیف اون یه ساعتی که پای سیستم نشستم تا ثبت نام کنم(البته ۴ نفرو تو یه ساعت ثبت نام کردم )

من ته ته دلم امیدوار بودم ریرا رو بدنده بشم اما نشدم😭

میدونستم از ۱۰۰ نفر دو نفر فقط برنده میشن اما ته دلم میگفتم یه نفرش منم هییی روزگار

لعنت به هر چی سهمیه است

شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ 17:22 ~ Mohadeseh

امروز فهمیدم سهمیه ۵ درصد رتبه در منطقه رو نصف میکنه

این ینی اگه فقط ۵ درصد سهمیه داشتم همون سال اولم پزشکی تعهدی و سال دوم قطعا پزشکی آزاد میاوردم

پ.ن: این مطلبو در شرایطی دارم مینویسم که بابام جانباز ۲۵ درصده ولی کارت جانبازی حتی نگرفته میگه چن بار گفتن بیا جانبازی تو بدیم قبول نکردم گفتم من برا کارت اینا نرفتم جبهه

بابام تو جبهه ۱۷ سالش بوده و بسیجی لشکر عاشورا تو خط مقدم و آرپیچی زن

و تو جبهه هم شیمیایی شده و هم ۵۰ درصد شنوایی شو از دست داده منم خیلی وقتا به خاطر صدای زیاد تلوزیون نمیتونستم درس بخونم صدای تلوزیون مون اون قدر زیاد بود که حتی همسایه ها هم اعتراض میکردن ولی خب یه عمل پرریسک انجام داد و چن ساله دیگه بهتر میشنوه

و یه هم مدرسه ای داشتم که باباش یه پاشو تو جنگ از دست داده و جانباز ۲۵ درصده ولی دخترش کد سهمیه رو ثبت نکرد تو سایت گف سهمیه حرومه و امسالم فرهنگیان زد در حالی که کد میزد پزشکی تهران یا بهشتی میاورد

از اون ورم یه فامیل مفت خور دارم حتی جبهه هم نرفته سربازیش پشت جبهه بوده اون پشت مشت میپلکیده واسه خودش ولی الان سهمیه ۵ درصد ۶ ماه خدمت جور کرده و دختر مفت خور ترش با رتبه n هزار پزشکی تعهدی میاره

خلاصه اینارو میبینی اقای رنکو؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و من امروز خداروشکر میکنم که بابام هیچ وقت کارت جانبازی نگرفته و منم حروم خور نشدم

ممنونم ازت بابا❤️

Insideout2

پنجشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۳ 20:20 ~ Mohadeseh

امروز انیمیشن insideout 2 رو دیدم باید بگم که فوق العاده بود فوق العادهههه

این انیمیشن برای کسایی که مث خودم استرسی هستن به شدت پیشنهاد میشه

اون قسمتی که حتی احساس شادی نشسته بود گریه میکرد واقعا حس اشنایی واسم داشت 😢

به نظر من:

چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ 2:10 ~ Mohadeseh

اون قدری که از کلمه پارتنر متنفرم از هیچ کلمه دیگه ای متنفر نیستم

اینستا رو باز میکنی همه جا نوشته پارتنر همه میگن پارتنر

تلگرامم همین طوره

بابا این قدر کلمه معادل قشنگ فارسی هست به جاش 🫤🫠

یه تغییر ساده

یکشنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۳ 1:19 ~ Mohadeseh

اون روز اتفاقی زبان گوشیمو از فارسی به انگلیسی تغییر دادم

از وقتی گوشیمو خریدم اصن حواسم نبود زبانش رو فارسی تنظیمه

خلاصه از دیروز همش احساس اینو دارم انگار یه گوشی جدید خریدم

اگه گوشیتون براتون تکراری شده و زبان تونم خوبه گوشی رو انگلیسی بذارین تا احساس جدید و باکالاس بودن بهتون دست بده😂

جون به سر شده

چهارشنبه هفتم شهریور ۱۴۰۳ 17:16 ~ Mohadeseh

این روزا خیلی پنهون کاری رو دوس دارم

دوس ندارم کسی بدونه کجا میرم چیکار میکنم میخوام چیکار کنم برنامه ام چیه و...

دلیلشم اینه که اطرافیانم بیش از حد تا اینجا سرشون تو زندگی من بوده

سوالایی که این روزا خیلی ازم پرسیده میشن؟

- تو قرعه کشی ایران خودرو چن ماشین ثبت نام کردین؟

- راستی میگم کارخونه شما ماهی چقدر سود میده؟

-کی ماشین میخری پس؟

-داداشت برا کنکور میخونه دیگه؟

و متاسفانه جواب همه سوالای بالا به تو چه هستش

ولی من مگه میتونم بگم

میتونم؟؟؟

اکثرا با نمیدونم سعی میکنم فرار کنم از سوالا ولی باز به خون سردی نمیرسم

شاید باورت تون نشه من ۷ سالم بود همسایه مون ازم پرسید بابات هر ماه چقدر حقوق میگیره؟

چیه این زندگی در هم لولیده شهرستان😐

دلی

جمعه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۳ 23:30 ~ Mohadeseh

همین که خدا همه چیو میدونه کافیه!❤️

کراش

سه شنبه دوم مرداد ۱۴۰۳ 12:29 ~ Mohadeseh

چن سال پیش وقتی پسران فراتر از گل رو میدیدم شدید رو کیم هیون جونگ کراش زده بودم

اما وقتی امروز اتفاقی عکساشو دیدم میزدم تو سرم اخه واااسههه چیییی من روش کراش زده بودم؟؟؟

حتی عماد ورلد هم کراش افتضاحی بود به نظرم

فک کنم ۷ ۸ سال دیگه هم کراش های الانم از چشم بیفتن مث سینا مهراد

خلاصه کراش هاتون رو خیلی جدی نگیرین چن سال دیگه همشون مزخرف میشن براتون😂

ماه امشب🌚

دوشنبه یکم مرداد ۱۴۰۳ 1:2 ~ Mohadeseh

این شب ها ماه خیلی خوشگله

از دستش ندید

امشب نشستم کنار پنجره ماه رو نگاه میکنم

لاک صورتی میزنم

و

آهنگ مورفین از امیر رمضانی رو گوش میکنم اونم فقط به خاطر این تیکه اش:

چشاش شده دوامممم

نگاش مث مورفینه برامممم

آمارگیر وبلاگ