بی اعتمادی
یکشنبه نهم دی ۱۴۰۳ 16:2 ~ Mohadesehاون قدر به همه چیز بی اعتمادم که حتی بعد اینکه از دستگاه پول میگیرم میشینم میشمرم
آدما که جای خود دارن:)
اون قدر به همه چیز بی اعتمادم که حتی بعد اینکه از دستگاه پول میگیرم میشینم میشمرم
آدما که جای خود دارن:)
امشب یک دقیقه بیشتر بدبخت بودم
اخرین روز پاییزم پرحادثه و تلخ گذشت
دیگه شب یلدارو دوس ندارم
اصلا دوسش ندارم
از وقتی که از تهران برگشتم واقعا تحمل شهرستان ده برابر واسم سخت تر شده
تو تجریش زندگی میکردی بدبخت بعد اون موقع واسه اینکه از شهرستان دوری گریه میکردی؟
ناشکری به چی میگن!!
بعد از اون ور پزشکی زنجانو نزدی چون عاشق دهات بودی؟ الان از دانشکده ات تو دهات لذت میبری؟؟حداقل زنجان از این دانشکده دهاتیت بزرگ تر بود بیچاره!
باور کنید زندگی تو بالاشهر تهران مخصوصا تجریش و اطراف خیابون ولیعصرش تو یه لول دیگه اس
اونجا هر روز با صدای گنجشکای خیابون ولیعصر از خواب بیدار میشدی اینجا صدای مینی بوس قراضه سرویس مدارس از خواب بیدار میکننت دوبل بدبخت
دلم گرفته🖤
کاش یکی بیاد راه مسالمت آمیز تموم کردن دوستی با یه همکلاسی رو بهم یاد بده
همکلاسی از نوع قیافه بگیر و ادایی و از اینا که موقع قیافه گرفتن چشاشونو یه جور میکنن😂
قبلا این کارو کردم وقتی که دوازدهم بودم میدونستم چون که ریخت اون فردو دیگه تا اخر عمر قرار نیست ببینم
ولی الان نمیتونم چون قراره ۶ سال اون آدمو ببینم🫠
وی طبق گفته خودش از تک تک افراد کلاس متنفره
قطعا منم به زودی به لیستش اضافه میشم😅
دیروز رفتم مغازه کلی خوراکی جمع کردم سوپرمارکتم شلوغ بود همین جوری منتظر وایسادم جلو میز تا نوبتم برسه حساب کنم
همین جوری که داشتم وسایلا و این ور اون ورو نگا میکردم نگو نوبتم رسیده حواسم نیس فروشنده صدام کرد عمو وسایلاتو بده من؟؟
عمو؟؟؟
نه خدایی با ۲۳ سال سن به من میگی عمو؟؟
من داشت خنده میگرف و با بدختی خودمو کنترل کرده بودم
ولی فک کنم فروشنده متوجه خندیدم شد چون بعدش پرسید ۶ تا اب معدنی میخواستن خانوم...؟ فامیلی مو گف این بار
برگاممم ریخت باز!! فامیلی مو میدونست با اینکه من خیلی ازش خرید نکرده بودم و کارتمم بهش نداده بودم هنو که بگم از رو کارت اسممو خونده شاید چون همکلاسی داییم بوده و داداشمم میشناسه منم شناخته دیگه
ولی فروشنده خیلی جنتلمن بود آب معدنی ها سنگین بودن خودش بدون اینکه من بگم تا کنار ماشین اورد گذاشت که من تو زحمت نیفتم
حقیقتا از این حرکت فروشنده تعجب کردم چقدر یه انسان میتونه شریف باشه!
فعلا تا عید نیاز به رفتن به سوپر مارکت ندارم چون امروز مامانمو بابام رفتن از نمایندگی شیرین عسل تو شهرک سلیمی کلییییی خوراکی خریدن و تا عید قطعا کافیه واسم خوراکیا
از عجایب در مورد خودم بگم که امروز عصر آهنگ خراب کردی از رضا گلزارو تو ماشین باز کرده بودمو صدای ضبطم زیاد کرده بودمو و به معنی واقعی کلمه اون چن دقیقه بدبختی های کل این هفته مو شست برد و حالمو خوب کرد دوتا اهنگ آخرشم واقعا قشنگ بودن
گلزار رو به خاطر اعتماد به نفس خارق العاده اش دوس دارم قشنگ با اعتماد به نفس صحبت میکنه لایف استایل ورزشی داره و از این نظر واقعا الگوعه واسم
اگه بخوام خلاصه بگم:
دیروز که ۴ صب خوابیدم و ۶ صب بیدار شدم و جنازه خودمو به دانشگاه رسوندم و فقط به خاطر اندیشه لعنتی رفته بودم دانشگا چون استاد مریضش واسه هر غیبت نیم نمره کم میکنه ولی استاد مریض نیم ساعت قبل کلاس یادش افتاده امروز انگار واقعا مریضه و نمیتونه کلاس بیاد و من دوباره جنازه خودمو برگردوندم خونه
یه ساعت از فیلمای اموزشی یوتیوب رو دیدم و بعدش خوابیدم از ۹ تا ۱۲ خوابیدم
الانم برا امتحان جنین فردا از لانگمن حتی کلمه ای یادم نمیاد که اخر هفته یه دور روخوانی کرده بودم الانم دارم جزوه که از ویس نوشتمو میخونم که تنها امیدمه
بعد قراره تا خود ۶ صب بیدار بمونم و دوباره لانگمن بخونم
و بازم با گلو درد شدید با این حال بد باید بیدار بمونم کل شبو😭😭
ولی خدایا تو امتحان فردا تورو خدا خودت هوامو داشته باش دیگه واسه این امتحان واقعنی خوب نخوندم
اما قرار نبود دانشگاه این قدر ..... باشه که من یه هفته اس در حسرت یه بار شستن ماشین به سر میبرم و میدونم اخر هفته هم باز به خاطر فیزیو وقت نمیکنم بشورمش الانم بچه کثیف و بارون زده افتاده گوشه پارکینگ
یه ساعت پیش رفته بودم سرم بزنم پرستاری که کلینیک بود یه اقای حدود ۲۵ یا ۲۶ ساله بود بهم گف دخترم از این سمت بیا تا سرم رو بزنم واست
دخترم؟؟
نه واقعا دخترم؟؟
میخواستم بگم حاجییییی من ۲۳ سالمهههههه من هر جور حساب کنی نمیتونم جای دختر تو باشم!!
دیگه به نظرم در این حد بیبی فیس بودنم خوب نیس😂
قراره هر روز از ۹ تا ۱۱ برق خونه ها تو شهرمون قطع شه
ولی درستش این بود فقط برق خونه کسایی که به پزشکیان رای داده بودن قطع شه!!
چون ما بدبختا به کسی که از اولش اومد گف نمیتونم و هیچی بلد نیستمو از کارشناس باید بپرسمو.... رای نداده بودیم
روزایی که زیاد حرف میزنم روزم طولانی تر از بقیه روزا میگذره!
اگه میدونستین با ساعت مچی چقدر شیک تر به نظر میاین هیچ وقت ترکش نمیکردین!
البته ساعت هایی که بندشون فلزیه یا ساعتایی که هوشمندن شیک ترن به نظرم
خیلی اتفاق بدی بود با اینکه هیچی نشد ولی هنو دستام میلزره🥶
این جوری شد که من داشتم تو لاین خودم میرفتم یه هو یه ماشین داشت میپیچید تو کوچه من فک کردم دیگه داره میره یه هو زد رو ترمز اخه من حتی چراغ ترمزشم نمی دیدم که متوجه بشم اون ترمز کرده زاویه اش نسبت به من ۹۰ درجه بود نگو تو کوچه یه ماشین بوده و این نتونسته بره تو کوچه!
منم ماشینم از اون فاصله رد نشد اون یکی لاینم نمیتونستم برم چون از روبه رو ماشین میومد و گلگیر یکم ماسید خلاصه ترمز گرفتما ولی دیر شده بود چون سردرد داشتم یکم تمرکزمم پایین بود کلا!
باور نمیکنم چطور تو سرعت ۱۵ تا گلگیر این قدر فرو رفتگی پیدا کرده؟ و اون پرایده هیچیش نشد حتی یه خط نیفتاده بود روش
خلاصه باید فردا ماشینو ببرم صافکاری😭😭😭
البته فرورفتگیش در حدی نیس شاید خودم با چسب حرارتی هم میتونستم درستش کنم ولی خب چون حساسم رو ماشین باید ببرم صافکاری!
قطعا ماشینو چش زدن من بی تقصیرم😂
امروز فقط اهنگ بیچاره من از گلزار که امشب منتشر شد حالمو خوب کرد میدونم اهنگای گلزار هیتر زیاد داره ولی این اهنگش دیگه خدایی قشنگه😍
مغزم دیگه رد داده این از تصادف اون از امتحان بیو که باید کامل میشدم ولی نشدم اونم از امتحان اناتومی که هیچی واسش نخوندم و یه بدبختی بزرگ ترم دارم که نمیخوام بهش اشاره ای کنم دیگه!
ترم خیلیییی خیلیییی سختی در پیش دارم
از این هفته تا وسطای بهمن هر هفته امتحان ترم دارم این علوم پایه نوین چی بود از خودشون درآوردن؟؟
البته نقاط ضعف و قوت خودشو داره این برنامه ولی واقعا برنمیتابم دیگه
این جوریه که ما مثلا دو فصل از بیوشیمی رو که تموم کردم به محض تموم شدن اون دو فصل امتحان ترمشو میدیدم همین جوری ریز ریز امتحانا رو میدیم و دیگه نمیمونه واسه اخر ترم و درسا تلنبار نمیشه ولی یه جوری مدام تو استرس ام البته نه استرس شدید !و هفته هایی که امتحان هس دیگه نمیشه بقیه درسا رو خوند یعنی فرصت نمیشه
خلاصه دوس ندارم برنامه رو
الان یه هفته اس در آرزوی تمیز کردن ماشین به سر میبرم ولی واقعا فرصت نکردم 😭
از ساعت ۹ تا الان یه ریز دارم جزوه مینویسم البته واسه ایمونولوژی چون با بچه ها که تقسیم بندی کردیم من باید تا فردا جزوه رو تکمیل میکردم
واسه امتحان بیو یک هم تا الان فقط یه دور کتاب رو خوندم میخوام با قهوه بیدار یمونم بازم بخونمش🤦♀️
امروز یکی تو یه کلیپی داشت میگف:
وقتی که بی حد و حساب کارت میکشی
تو کسی هستی که تو پولت همه سهم دارن الا خودت
از اون حرفا بود که باید تا آخر عمر یادم بمونه!
از وقتی که بابا کادو قبولی دانشگاهو واسم خریده دچار بی قراری خاصی شدم
کادو قبولیمم طبق توافقات با بابا قرار بود ۲۰۶ باشه که بابا به قولش عمل کرد😍
ولی طبق توافقات با مامان قرار بود کوپه باشه که متاسفانه مامان هنوز به قولش عمل نکرده
فعلا خودم ریرا چشمو گرفته چون کوپه ای که دوس داشتم واقعا دیگه ماشین آپدیتی نیس اما ریرا واقعا تو رنج یه تومن عالیه
هر شب این موقع ها عجیب به سرم میزنه با ماشین برم دور دور ولی مامانم که پایه نیس داداشمم که پایه اس کنکور داره
و این گونه هر شب با یه بی قراری خاصی میخوابم😭
الانم که داره بارون میباره و من خونه ام دیگه واویلاست دلم
درسته ماشین الان تو پارکینگه ولی همش یه جورایی دلم واسش همیشه تنگ میشه به جز وقتایی که پشت فرمونم🥹
فعلا عکسی از ماشین نگرفتم که یادگاری تو وب بزارم چون آپشن هایی که میخوام روش نصب نیس هنو ! اما داره خیلی خوشگل میشه کم کم😍😍
چون از وقتی از سفر برگشتیم من در حال سپری کردن دوران افسردگی بعد مسافرت بودم الان فرصت کردم خاطره سفر مشهدو بنویسم
۲۰ مرداد بود که با بدبختییییی بلیط گیر اوردیم چون که شهریور امسال پر تعطیلی بود اصلا بلیط پیدا نمیشد.
برا ۲۰ شهریور بلیط گرفتم و یه ماه تموم منتظر بودم کی میریم مشهد
خب همون موقعی که میخواستیم راه بیفتیم بریم فرودگاه ماشین تسمه تایم پاره کرد و مجبور شدیم با امداد خودرو ماشینو راهی ایران خودرو کنیم و خودمون با اسنپ رفتیم فرودگاه🫤
خب هواپیما از چیزی که فکر میکردم واقعا صداش خیلیییی بیشتر بود و تنها صدایی که میشنیدم صدای موتور بود بعد ۲ ساعت رسیدیم مشهد و یه ساعت بعد هم رسیدیم هتل
هتل مون با اینکه خیلی سعی کرده بود خوب خودشو نشون بده ولی فقط ظاهرش قشنگ بود و غذاهاش کیفیت شون پایین بود سلف سرویس هتل اسپادانا اصفهان که پارسال رفته بودم خیلی بهتر بود
شب اول اون قدر خسته بودیم نشد جایی بریم صبح روز فردا رفتیم حرم بعدش بازار امام رضا رفتیم و عصر رفتیم چالیدره
برای من قشنگ ترین قسمت مسافرت همون چالیدره بود که عکسشو پایین اد میکنم یادگاری تو وب بمونه
فرداش رفتیم بازار فردوس و بعدش موج های آبی
موج های آبی خیلی خیلی شلوغ بود و برا هر سرسره حداقل نیم ساعت تو صف میموندیم من نمیدونم چه مرگم شد یه هو تصمیم گرفتم برم سقوط آزاد رو امتحان کنم حدودا ۴ یا ۵ طبقه پله رو رفتم بالا و وقتی رسیدم در کمال تعجب دیدم فقط ۵ نفر تو صف هستن اونجا فهمیدم که احتمالا خیلی ترسناکه🥶
ولی من دیگه وارد بازی بی برگشتی شده بودم😂
دیگه تصمیم خودمو گرفته بودم باید امتحانش میکردم فقط تو یه کلمه بگم که به معنی واقعی کلمه وحشتناک بود و واقعا یه سکته ناقص و زدم ۲۰ ثانیه اولش همه جا تاریک بود و جاذبه با همه قدرتش منو میکشید پایین بعدشم به یه سرسره رسید و از تونل خارج شدم 😵💫
اما به هیچ وجه سقوط آزاد موج های آبی رو پیشنهاد نمیکنم به جاش سرسره ۴ نفره فوق العاده بود هم دسته جمعی بیشتر خوش میگذشت هم هیجانش به اندازه کافی بود
رودخونه موج های آبی هم قشنگ بود یه ساعتی هم تو رودخونه ول بودیم
اگه تو زندگیم ۲ تا حماقت کرده باشم یکیش همین سقوط ازاد بود دومیشم همون شب که تو برف با اتوبوس از تهران تا خونه اومدم و هر چقدر کل کهکشان راه شیری گفتن نیا خطرناکه جاده برفیه !گفتم نهههه من باید بیام😂
خب روز اخرم رفتیم دوباره بازار دستبند نقره خریدم این دفعه بعدش رفتیم فرودگاه برا ساعت سه بعد از ظهر بلیط داشتیم مسیر برگشت مون چون تایم روز بود این دفعه جنگل های شمال و دریا و ساحل رو از شیشه هواپیما تونستم ببینم وقتی دریا رو میدیدم ارزو میکردم هواپیما نیم ساعت کنار دریا نگه داره دلم خیلی دریا میخواست اون لحظه💔
تو این سفر مشهد از چیزی که فکر میکردم خیلی خیلی شلوغ تر بود و پر پاکستانی و خارجی !! ولی من مشهد خلوت ترو بیشتر دوس داشتم تنها قسمت بد مسافرت همین شلوغی بیش از حدش بود
پایان
کاش میتونستم منم از عاشقان پاییز باشم اما با بند بند وجودم از این فصل متنفرم
اون قدر افسردگی شدید فصلی دارم از ۳۱ شهریور تو قفسه سینه ام احساس سنگینی میکنم
عجیب و بی دلیل دلم گرفته
هرسالم این اتفاق تکرار میشه
دلم هوای لطیف بهارو میخواد نه این پاییز دلگیر
روز پاییزی از اولش اذیت کننده اس حتی اون بچه کوچولو که وقتی میخواست اون روز مدرسه بره به مامانش میگف موقع بلند شدن از تخت خواب واسم سشوار بگیر هم حق داشت
سرمای موقع جدا شدن از تخت خواب خیلی ازار دهنده است از روزای ابری و خیلی کوتاه پاییز هم متنفرم اصلا حس و حالش سمه واسم
پامو میزارم رو برگا خش خش میکنه انگار مغزمو یکی خط میندازه
تموم شو لنتی تموم شوووو
به وقت ۶ مهر💔
گاهی اوقات بین ناراحت کردن آدما و ناراحت شدن خودم
ناراحت شدن خودمو انتخاب میکنم.
ولی فقط گاهی اوقات نه همیشه!
امروز دخترخالم ناراحتم کرد اما من جوابشو ندادم
ولی میدونم اگه جوابشو میدادم و دخترخالمو ناراحت میکردم خودم بیشتر تر ناراحت میشدم💔
نمیدونم ولی من نمیتونم مث دخترخالم سلیطه بازی دربیارم و اون جوری حرفو بکوبم تو صورت یکی فک میکنم اینا به شخصیت هر آدمی برمیگرده
همیشه ادمای اروم و ملایم برام جذاب ترن کسایی مثل مامان بزرگ❤️
هر پسری که ماشین داره قطعا یه عکس تکی با سپر جلو یا عقب ماشینشم گرفته
ممکنه این عکس به حالت تکیه به در ماشین به حالت نیمه باز هم باشه حتی
به نام خدا
برنده نشدم💔
یعنی نه تنها من بلکه مامانم، بابام،خالم،داییم ،اون یکی خالم ،پسرخالم و کلا هیچ کس از دوروبریا برنده نشده
حیف اون یه ساعتی که تو صف بانک موندم تا حساب باز کنم
حیف اون پولی که یه هفته تو حساب بی مصرف موند
حیف اون یه ساعتی که پای سیستم نشستم تا ثبت نام کنم(البته ۴ نفرو تو یه ساعت ثبت نام کردم )
من ته ته دلم امیدوار بودم ریرا رو بدنده بشم اما نشدم😭
میدونستم از ۱۰۰ نفر دو نفر فقط برنده میشن اما ته دلم میگفتم یه نفرش منم هییی روزگار
امروز فهمیدم سهمیه ۵ درصد رتبه در منطقه رو نصف میکنه
این ینی اگه فقط ۵ درصد سهمیه داشتم همون سال اولم پزشکی تعهدی و سال دوم قطعا پزشکی آزاد میاوردم
پ.ن: این مطلبو در شرایطی دارم مینویسم که بابام جانباز ۲۵ درصده ولی کارت جانبازی حتی نگرفته میگه چن بار گفتن بیا جانبازی تو بدیم قبول نکردم گفتم من برا کارت اینا نرفتم جبهه
بابام تو جبهه ۱۷ سالش بوده و بسیجی لشکر عاشورا تو خط مقدم و آرپیچی زن
و تو جبهه هم شیمیایی شده و هم ۵۰ درصد شنوایی شو از دست داده منم خیلی وقتا به خاطر صدای زیاد تلوزیون نمیتونستم درس بخونم صدای تلوزیون مون اون قدر زیاد بود که حتی همسایه ها هم اعتراض میکردن ولی خب یه عمل پرریسک انجام داد و چن ساله دیگه بهتر میشنوه
و یه هم مدرسه ای داشتم که باباش یه پاشو تو جنگ از دست داده و جانباز ۲۵ درصده ولی دخترش کد سهمیه رو ثبت نکرد تو سایت گف سهمیه حرومه و امسالم فرهنگیان زد در حالی که کد میزد پزشکی تهران یا بهشتی میاورد
از اون ورم یه فامیل مفت خور دارم حتی جبهه هم نرفته سربازیش پشت جبهه بوده اون پشت مشت میپلکیده واسه خودش ولی الان سهمیه ۵ درصد ۶ ماه خدمت جور کرده و دختر مفت خور ترش با رتبه n هزار پزشکی تعهدی میاره
خلاصه اینارو میبینی اقای رنکو؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و من امروز خداروشکر میکنم که بابام هیچ وقت کارت جانبازی نگرفته و منم حروم خور نشدم
ممنونم ازت بابا❤️
امروز انیمیشن insideout 2 رو دیدم باید بگم که فوق العاده بود فوق العادهههه
این انیمیشن برای کسایی که مث خودم استرسی هستن به شدت پیشنهاد میشه
اون قسمتی که حتی احساس شادی نشسته بود گریه میکرد واقعا حس اشنایی واسم داشت 😢
اون قدری که از کلمه پارتنر متنفرم از هیچ کلمه دیگه ای متنفر نیستم
اینستا رو باز میکنی همه جا نوشته پارتنر همه میگن پارتنر
تلگرامم همین طوره
بابا این قدر کلمه معادل قشنگ فارسی هست به جاش 🫤🫠
اون روز اتفاقی زبان گوشیمو از فارسی به انگلیسی تغییر دادم
از وقتی گوشیمو خریدم اصن حواسم نبود زبانش رو فارسی تنظیمه
خلاصه از دیروز همش احساس اینو دارم انگار یه گوشی جدید خریدم
اگه گوشیتون براتون تکراری شده و زبان تونم خوبه گوشی رو انگلیسی بذارین تا احساس جدید و باکالاس بودن بهتون دست بده😂
این روزا خیلی پنهون کاری رو دوس دارم
دوس ندارم کسی بدونه کجا میرم چیکار میکنم میخوام چیکار کنم برنامه ام چیه و...
دلیلشم اینه که اطرافیانم بیش از حد تا اینجا سرشون تو زندگی من بوده
سوالایی که این روزا خیلی ازم پرسیده میشن؟
- تو قرعه کشی ایران خودرو چن ماشین ثبت نام کردین؟
- راستی میگم کارخونه شما ماهی چقدر سود میده؟
-کی ماشین میخری پس؟
-داداشت برا کنکور میخونه دیگه؟
و متاسفانه جواب همه سوالای بالا به تو چه هستش
ولی من مگه میتونم بگم
میتونم؟؟؟
اکثرا با نمیدونم سعی میکنم فرار کنم از سوالا ولی باز به خون سردی نمیرسم
شاید باورت تون نشه من ۷ سالم بود همسایه مون ازم پرسید بابات هر ماه چقدر حقوق میگیره؟
چیه این زندگی در هم لولیده شهرستان😐
همین که خدا همه چیو میدونه کافیه!❤️
چن سال پیش وقتی پسران فراتر از گل رو میدیدم شدید رو کیم هیون جونگ کراش زده بودم
اما وقتی امروز اتفاقی عکساشو دیدم میزدم تو سرم اخه واااسههه چیییی من روش کراش زده بودم؟؟؟
حتی عماد ورلد هم کراش افتضاحی بود به نظرم
فک کنم ۷ ۸ سال دیگه هم کراش های الانم از چشم بیفتن مث سینا مهراد
خلاصه کراش هاتون رو خیلی جدی نگیرین چن سال دیگه همشون مزخرف میشن براتون😂
این شب ها ماه خیلی خوشگله
از دستش ندید
امشب نشستم کنار پنجره ماه رو نگاه میکنم
لاک صورتی میزنم
و
آهنگ مورفین از امیر رمضانی رو گوش میکنم اونم فقط به خاطر این تیکه اش:
چشاش شده دوامممم
نگاش مث مورفینه برامممم
