یه دختر اروم ک حرفای زیادی برای نوشتن داره وبلاگمو خیلی دوس دارم چون پناه همه بی پناهی های منه❤

دفترچه خاطرات من دفترچه خاطرات من دفترچه خاطرات من

تولدم مبارک🩷

دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۲ 23:45 ~ Mohadeseh

کلی سورپرایز شدم امروز مخصوصا اول صبحی

امروز حتی گوگلم کنار حرف اول اسمم گوشه صفحه بادکنک برام میاورد

چون موقع جیمیل ساختن روز تولدمو دقیق زده بودم

روز قشنگی بود

به نظرم تولد هرچقدر ساده تر قشنگ تر

به خودم قول میدم امسال بازم قوی و محکم باشم

و همین طور خوش حال تر

گور بابای دنیا

Good feel

دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۲ 0:47 ~ Mohadeseh

بوی لباس نو قشنگ ترین بوی دنیاست:)

سلام به یه هفته قشنگ دیگه❤️

شنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۲ 14:10 ~ Mohadeseh

خب قشنگی هفته به اینه که این هفته تولدمههههه😍😍

دوشنبه تولدمه هنوز کیکم سفارش ندادم نمیدونم سفارش بدم یا برم اماده شو بگیرم؟

قشنگی دیگه این هفته اینه که دیگه دانشگاه نمیرم بچه های پایه کلاس مون دانشگاهو تعطیل کردن

البته باید کلیییی درس بخونم چون از اول ترم تقریبا چیزی نخوندم

موقع برگشتن هم بچه ها تو سرویس اهنگ گذاشته بودن دست میزدن و خلاصههه روز اخر دانشگاه خیلی خیلی قشنگ بود

امروزم بازم خیلی سرم شلوغه شب خالم اینا رومهمون دعوت کردیم و از صب خونه رو جمع میکنم و تا اخر شب کلی کار دارم 😑😑

البته این خالمم دیگه احتمالا زیاد نبینم چون احتمالا امسال دیگه جمع کنن برن امریکا و حسابی ازمون دور بشن میخوام این اخرین روزا قشنگ یادم بمونه🙃

جمعه هجدهم اسفند ۱۴۰۲ 0:58 ~ Mohadeseh

پتو برام ارامش بخش ترین چیز تو دنیاست:)

دلم گرفته

یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۲ 22:27 ~ Mohadeseh

این دانشگاه اون دانشگاهی نیس که بتونم دوسش داشته باشم

من از عرش به فرش افتادم از شهید بهشتی دانشگاه تیپ ۵یا ۶ افتادم

از شهرستان متنفرمممم متنفررر

تهرانم دوس نداشتماااا

اصلا دیگه کل دنیا رو دوس ندارم

از زندگی خستم

حتی چن روزیه از خانواده خودمم زده شدم

پرم پُررررر

همش میگم اوسکول خوشی زده زیر دلت مگه همش نمیگفتی پزشکی پزشکی پس چرا حالت خوب نیس؟

واقعا چرا حالم خوب نیس؟؟

چه مرگمهههه؟؟

دلم هیچی نمیخواد دیگه

هیچی

قبلنا دلم پزشکی میخواس دیگه دلم اونم نمیخواد

شاید باورتون نشه بعضی وقتا به ترک تحصیل کردن فک میکنم

چرا زندگی این قدر سخته؟؟

ایا غیر اینه که من از بچگی همش زندگی رو دارم برا خودم سخت میکنم؟؟؟؟

تنها دلخوشی این روزام سریال پایتخته

امروز برا پایتخت دیدن ناهارمو نخوردم دانشگاه

با اسنپ ریسک کردمو برگشتم خونه

دانشگاهو برنمیتابم دیگه نمیخواممممم

دلم میخواد برم بشینم خونه مامان بزرگمو نقاشی بکشم

ولی این هفته مامان بزرگمم خونه نیس

حالم بدهههههه

نمیدونم چیکار کار کنم حالم بهتر شه؟

My mood

یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۲ 0:56 ~ Mohadeseh

مغز من ساعت ۸ صب لحظاتی قبل از اولین کلاس امروز:

محدثه امروز درسو خوب خوب گوش کن تو قراره یه جراح عالی بشی در آینده

مغز من یک شب الان بعد ده ساعت دانشگاه بودن و پوره شدن مغزم و دو ساعت در گیر کلاس زبان بودن:خاک تو سرت این دانشگاه رفتنت دیگه چی بود خوش به حال این دیپلم های ریلکس خانه داری مگه چش بود گفتی فقط پزشکی؟؟

در کل شوخی میکنم ولی بعد ۶ ماه خونه خوابیدن و استراحت کردن دانشگاه رفتن دیگه واقعا سختمه عادت نکردم هنو لعنت به هر چی ورودی بهمنه🤦‍♀️

برای خودم که این روزا زیاد به پول فک میکنم

یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۲ 0:48 ~ Mohadeseh

یادت باشه همیشه، این کم بودن یا زیاد بودن پول نیست که مهمه

مهم برکت پوله!

بدون عنوان

یکشنبه ششم اسفند ۱۴۰۲ 21:47 ~ Mohadeseh

هیچ قلبی نیست که درپی آرزوهایش باشد و رنج نبرد

(کیمیاگر)

لیست خرید این ماه

شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۲ 1:35 ~ Mohadeseh

به سرم زده گوی موزیکال برم بخرم!!

اون گل سری ک به شکل پاپیون بودم خیلی دوس دارم بخرمش

باید یه چن تا کتابم برا دانشگاه بخرم و همین طور کوله

و رنگ روغن و قلمو و بوم و ...هزار تا چیز دیگه

خریدای عیدم نگم دیگه

تونر و سرم پوستمم داره تموم میشه

اسفند شده و منم به طرز خیلی خیلی وحشتتاکی خریدام زیادهههه🤦‍♀️

Fact

چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲ 14:19 ~ Mohadeseh

مشکل دنیا اینه که ادمای باهوش پر از تردیدن و ادمای احمق پر ازاعتماد به نفس کاذب!

و پایان هفته اول ترم یک

دوشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۲ 20:27 ~ Mohadeseh

خب این هفته به حدی سخت بود که هر روزش برام به اندازه یه هفته گذشت

محیط جدید

تشکیل نشدن بعصی از کلاسا و علافی زیاد

غذا های مزخرف سلف

و کلاسای سنگین و جزوه نویسی سریع

۶ صبح بیدار شدن

حتی امروز ۶ عصر برگشتم🤦‍♀️

ولی هر روز دانشگاه رفتن برام آسون تر میشد چون کم کم عادت میکردم

و خداروشکر فردا تربیت بدنی تشکیل نمیشه و ادبیاتم ک من پاس کردم قبلا دانشگاه نمیرموو میرم کتابخونه سر کوچه ببینم میتونم رفرنس هارو پیدا کنم یکمم میمونم اونجا و درس میخونم

ولی خوش حالم در کل

و جمله امروز

یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۲ 21:32 ~ Mohadeseh

مقصد؟

همش مسیره زندگی نکنی باختی!

و بعد از روز اول دانشگاه

شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۲ 19:10 ~ Mohadeseh

امروز روزی بود که یه عمر منتظرش بودم

صبح با درس فیریولوژی ۷ سال مجاهدت ما شروع شد😂

دانشکده از چیزی که فکرشو میکردم قشنگ تر بود

فعلا خیلی از هم کلاسی هامو نمیشناسم حتی اسماشونم بلد نیستم

امروز فقط با ۶ نفر تونستم آشنا بشم ایشالا کم کم با بقیه رو هم میشناسم

روز اول دانشگاه بدون سوتی خاصی گذشت😂

پایان

خودشیفته طور😂

چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۲ 0:24 ~ Mohadeseh

همه چیزای قشنگ با M شروع میشه:

مثل

Mom

Moon

Music

Moneyyyy

و

Mohadeseh

جمله امروز

دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۲ 20:34 ~ Mohadeseh

تو زندگیت تو مالک هیچ چیز نیستی

جز زندگیت!

روزمرگی

چهارشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۲ 1:17 ~ Mohadeseh

امشب برای اولین بار میخوام از روزمره خودم بنویسم

امروز صب ساعت ۸.۵ بیدار شدم موهامو درست کردم مسواک زدم صبونه خوردم و لباس های ورزشیمو پوشیدم تا برم باشگاه و در نهایت همه این کارا رو تو نیم ساعت تموم کردمو ساعت ۹ با دخترخاله ام رفتیم باشگاه( و این یک صبح عالی بود از نظر من چون هم زود بیدار شدم و هم باشگاه رفتم)

حرکتای امروزم خیلی سنگین نبودن اکثرا سیم کش اینا بودش و خیلی خسته نشدم ساعت ۱۱ تمرینام تموم شد و با دخترخاله ام رفتیم خونه مامان بزرگ تا یک اونجا بودم بعدش برگشتم خونه راه پله رو جارو کردم بعد ناهار خوردیم دوباره راه پله رو تمیز کردم شد ساعت ۵ و با مامان رفتیم بازار(قسمت بازار رفتن جذاب ترین قسمت امروزم بود چون من عاشق بازار گردی ام مخصوصا اگه چیز میز خوشگل بخرم😍)

اولش رفتیم چن تا فرش ببینیم ولی در نهایت از خریدن فرش پشیمون شدیم بعد رفتیم ساعت فروشی و ساعتم چون باتریش تموم شده بود باتریشو عوض کردم بعد رفتیم مغازه لوازم التحریر و مقوای مشکی فابریانو گرفتم که استادم گفته بود بخر اونجا اتفاقی یه آویز خوشگلم دیدم و تصمیم گرفتم برا ماشین نداشته ام بخرمش عکسشو پایین اد میکنم 😂( به امید اینکه روزی ماشین بخرم)این خود خود قانون جذبه🤑

اخر سر دوباره رفتیم خونه مامان بزرگ اونجا امپراطور افسانه ها رو با مامان بزرگ دیدیم

۸ شب برگشتیم خونه و یکم ریلکس کردم و شام خوردیم و بعد اتاقمو‌مرتب کردم فردا مرتب ترشم میکنم و عکس اتاقمم اد میکنم لوسیون هایی که برا پوستم باید میزدم هم زدموو و باید بگیرم بخوابم فردا ۹ بیدار میشم چون امروز کارای باشگاه و و راه پله و بازار گردی و اتاق خسته ام کرد در نهایت🫠

شب آرزوها

جمعه بیست و نهم دی ۱۴۰۲ 2:36 ~ Mohadeseh

امشب شب آرزو هاست هنو خوابم نبرده

پارسال و سال های قبل ترش تنها آرزوم قبولی تو رشته پزشکی بود اما امسال که دیگه قبول شدم سقف ارزوهامم بزرگ تر شده

امسال برا همه آدمای روی کره زمین خوش بختی وآرامش و حال خوب رو آرزو میکنم😌🩷

My favorite

یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ 0:45 ~ Mohadeseh

نمیدونم کی ولی یه روزی موهامو فندقی رنگ میکنم😌

انیمیشن شانس

چهارشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۲ 21:25 ~ Mohadeseh

دیشب انیمیشن شانس رو دیدم خیلی خیلی انیمیشن قشنگیه و به شدت پیشنهاد میشههه 😍😍

تل خوشل شدهههه

دوشنبه یازدهم دی ۱۴۰۲ 0:24 ~ Mohadeseh

تو تلگرام شمام داره برف میباره؟؟😍😍

تا بستنی هست زندگی باید کرد😋

چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۲ 19:14 ~ Mohadeseh

از مزایای بستنی خوردن تو زمستون اینو بگم که میتونین بستنی رو بخرین برین کل بازارم بگردین و اصلا نگران آب شدنش نباشن چون نه تنها آب نمیشه بلکه تو سرمای بیرون بیشتر یخ میزنه😂

خب از طعم خوب بستنی ماراش هر چی بگم کم گفتم معجون گاله هم حتما یه بار ارزش امتحان کردنو داره پیشنهاد میشه

و جمله امروز

چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۲ 15:34 ~ Mohadeseh

قلبت هر شکلی باشه زندگیتم اون شکلی میشه:)

تجربه

یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۲ 19:15 ~ Mohadeseh

وقتایی که خیلی خیلی ناراحتین و احساس سنگینی زیادی تو قفسه سینه تون دارین زیاد نفس عمیق بکشین به شدت جوابه👌

Broken

یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۲ 19:8 ~ Mohadeseh

ولی یادم میمونه که اون شب تو مهمونی فقط داییم متوجه شد که چقدر لاغر شدم

گفت خیلییی لاغر شدی چرا ؟

گفتم چون فعالیتم کم شده نمیتونم غذا بخورم

نگفتم چون غصه میخورم نمیتونم غذا بخورم!!!💔

نگفتم فقط تو یه هفته ۴ کیلو کم کردم

نگفتم بدترین ضربه زندگیمو خوردم

نگفتم...

ایموشنال دمیج

یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۲ 16:16 ~ Mohadeseh

به فنا رفتن‌؟!

اونجا که دیگه به دوست صمیمی اتم نمیگی.

دپ مود

جمعه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۲ 19:54 ~ Mohadeseh

میدونین ته ته افسردگی چه شکلیه؟

اینکه پدر مادرت جشن قبولی بگیرن واست ولی تو حتی بدون باز کردن هدیه هات بگیریو بخوابی تو کل مدتی که مهمونا خونه ان لبخند بزنی و طبیعی خودتو خوش حال نشون بدی

مردن این شکلیه دوستان💔

دردت اون قدر اووون قدر بزرگ باشه که حتی نتونی کلمه کنی و بنویسی

و تکست قشنگی که امروز خوندم👀

پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۲ 22:41 ~ Mohadeseh

می دونین علت گریه بی اختیار چیه؟

اینهکه بدن مون در حال مبارزه باچیزاییه که ذهنو قلب مون نمیتونن اونارو توجیه کنن :)

چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۲ 18:16 ~ Mohadeseh

یه تعریف قشنگی از اشک خوندم که میگفت:اشک تاوانی است که چشم ها باید به خاطر درست ندیدن بپردازند💔

سریال جدید

چهارشنبه هشتم آذر ۱۴۰۲ 21:0 ~ Mohadeseh

دیروز اخر شب به سرم زد یه سریال جدید کره ای شروه کنم ببینم اسمش بی خانمانه(vagabond)

فوق العاده اسسس این سریال به شدتتت پیشنهاد میشه خصوصا برا پسرا که عاشق فیلمای اکشن ان معمولا

و جمله فلسفی امروز!

سه شنبه هفتم آذر ۱۴۰۲ 17:51 ~ Mohadeseh

هیچ چیزی رو جادویی تر از زمان ندیدم وقتی میگذره!

و چیزایی برات عادی میشن که فکر میکردی بدون اونا هیچی نیستی!

آمارگیر وبلاگ