یه دختر اروم ک حرفای زیادی برای نوشتن داره وبلاگمو خیلی دوس دارم چون پناه همه بی پناهی های منه❤

دفترچه خاطرات من دفترچه خاطرات من دفترچه خاطرات من

شنبه هفتم آبان ۱۴۰۱ 22:28 ~ Mohadeseh

نمیدونم چرا تو همه کتاب داستانایی که میخونم همیشه یه نقش پزشک وجود داره یا یک دانشجوی پزشکی؟اونم تو داستان هایی که اصن ربطی به پزشکی ندارن نویسنده عمدن خواسته یه پزشکی بچپونه تو داستان😑

مثلن چرا تو کتاب دختر پرتقالی نقش اول داستان باید حتمن دانشجوی پزشکی باشه؟چرا دانشجوی حقوق نیس مثلن؟

فک میکنم این علاقه زیاد به پزشکی فقط تو ایران نیس حتی نویسنده های خارجی هم تو رویاهاشون به پزشکی فک میکنن

هر شنبه خداروشکر میکنم که این ترم نرفتم دانشگاه چون شنبه ها درس عملی مون تو دانشکده پزشکی شهید بهشتی برگزار میشه و من میدونم که تو هر قدمی که تو اون دانشکده برمیدارم همین جوری پشت سر هم خنجر های حسرت پزشکی تا اعماق قلبم میرسن

ترم بعدی که برم مطمئنم دیگه خنجر تو قلبم نمیره چون از خوب بودن رتبه ام تو کنکور دی مطمئنم اون موقع

آمارگیر وبلاگ